بسم الله ایالات متحده ادعا کرده است که یک پاکستانی را که در میدان تایمز نیویورک قصد انجام عملیات تروریستی با انفجار یک خودرو داشته است دستگیر کردهاست. بررسی این ادعا در کنار ادعاهای قبلا ادعا شده بود در 11 سپتامبر یک عملیات تروریستی همزمان با انهدام برجهای دوقلو قصد انهدام بخشی از پنتاگون را داشتهاست که چون فکر میکنم همه به اندازه کافی درباره آن مستند دیدهاند، حرفی در مورد آن عملیات خاص و همینطور انفجار برجها نمیزنم. اما در مورد همین خبر که من در TIME و NYTIMES خواندم چند نکته به نظرم جاب آمد: 1- کشف عملیات با دیدن خروج دود از یک ماشین SUV توسط دو نفر آدم باهوش وطنپرست ضدتروریست اتفاق افتاده. میدونید که تروریستهای حرفهای آموزش دیده با زغال بمب را داغ میکنند تا آماده انفجار شود! 2- این آقای تروریست با استفاده از یک ساعت شماتهدار میخواسته بمب را فعال کند. بازهم همونطور که میدونید عملیات تروریستی، عملیات بسیار مهمیست و تروریستها بخصوص آنها که در پاکستان آموزش حرفهای دیدهاند، از مواد و تجهیزات مطمئن استفاده میکنند تا خیالشات راحت باشد که امکان شکست در عملیات تقریبا صفر است، برای همین هم این آدم عوضی ضدبشریت همچین ساعت گرونقیمتی رو تهیه کرده بوده که البته پلیس مچش رو گرفته و ساعت سالم مونده. (عکس ساعت برای سرعت کم) البته احتمال این که این کشف با عملیاتهای امریکا در شمال پاکستان ارتباط داشته باشد قویا رد میشود و اصلا و کاملا بعید است که این عملیات از این به بعد تشدید شود. بسم الله سلام نمیدونم شما چقدر اهل فیلم دیدن هستید، اما فکر میکنم تقریبا همه کسانی که فیلم یکی از تفریحاتشونه، فیلم امریکایی زیاد میبینن؛ یا حداقل درصد قابل توجهی از فیلمهایی که میبینن امریکایی هست. حتی کسایی که فیلم هندی و کره ای میبینن. علاوه بر این، کشورهای دیگه ای هم که اسم بردم تا حد زیادی از فیلم های هالیوود تقلید میکنن، حتی بعضی از فیلمهای ایرانی هم یک بازسازی قابل پخش از فیلمهای موفق امریکایی هست. توی این نوشته میخوام -فقط به عنوان یه بیننده معمولی نه یک تحلیلگر حرفهای- یه نکته مهم رو از فیلمهای امریکایی رو تذکر بدم. تقریبا توی همه فیلمهای سینمایی و همینطور سریالها که به تازگی مشتری بیشتر از فیلمها هم دارند، بیعفتی و زنا رو ترویج میکنن و سعی در از بین بردن قبح این مساله دارن. چندتا فیلم رو به عنوان نمونه مطرح میکنم: دوتا از قهرمانهای این فیلم زن و مردی سیاه پوست هستن که باهم زندگی میکنن و یک بچه هم دارن اما بعدا میخواهن با هم ازدواج کنن. مردی که از دیدن یک مرد غریبه با همسرش تو خونهاش ناراحت! شده و بساطشو جمع کرده از خونه زده بیرون، به دختری! دهاتی که در راه برگشت به خونه به خاطر حامله بودن از استاد دانشگاهش نگرانه و همهش به خودش میگه اون (بابا) منو میکشه، پیشنهاد میده که مشکلشو حل کنه و نقش شوهرشو بازی کنه. قبل از این که دختر پیشنهاد سخاوتمندانه این مرد متمدن رو قبول کنه که بابای اُمّلش نکشتش، به اون می گه "اما آخه تو که باباش (بابای بچهی من) نیستی" و مرد مدرن میگه "اگه بخوام هستم" چندتا جوون بچه مثبت که تا حالا حالیشون نبوده که باید همه چیز رو تجربه کرد درست قبل از ازدواج یکیشون یه بار می رن "لاس وگاس". یکیشون که یه کم خنگ بوده همینجوری بدون این که بدونه یه ماده مخدر قوی رو به خورد همه میده. نتیجه این که اون شب کارهای عجیب غریبی میکنن که اصلا تا حالا ازشون بر نمیاومده و فردا صبح هم هیچی یادشون نیست. یکی از اونا که یه دندونساز دست و پا چلفتیه و از نامزدش زیادی حساب میبره، اون شب با یه رقاصه که یه بچه هم داره ازدواج می کنه و دندون خودشو هم برای روکمکنی میکشه. بعد از این که این مسایل و ادم دزدی و درگیری با مافیا و ... اینا رو تجربه میکنن و حسابی آب دیده می شن، به اون رقاصه میگه که من قصد ازدواج با تو رو نداشتم و اون هم قبول میکنه و مرد بهش یادآوری می کنه که ولی من حواسم هست و از این به بعد چندوقت یه بار میآم "وگاس" وقتی هم برمی گرده و نامزدش زیادی سوال پیچش میکنه، برای این که کم نیاره، توی جمع با صدای بلند به اون یادآوری میکنه که من میدونم تو با یه ملوان یا خدمه پرواز رابطه داشتی. خلاصه جمع ساکت می شن و نامزده حساب کار دستش میآد که چیزی که عوض داره گله نداره! یه زن سالخورده که باوجود داشتن سه فرزند بالغ طلاق گرفته و با شیرینیپزی کاملا مستقل زندگی میکنه، توی زندگیش احساس کمبود میکنه. دوستاش بهش پیشنهاد میکنن که با یه نفر رابطه ایجاد کنی. شوهرش سابقش که از همسر جدیدش راضی نیست، توی چند موقعیت خودشو به اون نزدیک میکنه. از طرفی زن به معماری که داره براش ساختمون جدید میسازه هم علاقهمند شده و نمیدونه کدوم رو انتخاب کنه. خلاصه بعد از چندبار تجربه، بالاخره نتیجه میگیره... زن بعد از یک بار که با شوهرش سابقش رابطه جنسی برقرار میکنه، میآد با هیجان برای دوستاش تعریف میکنه و بعد یه کم پکر میشه و میگه نکنه من بدکاره شدهام! دوستاش میگن نه بابا این حرفا چیه! یه زن و شوهر که بچهدار نمیشن برای قبول بچههایی که از زنان و دختران! مختلف برای قبول کفالت پیشنهاد شدهن به موسسهای میرن. مسوول اونجا میگه مادر بچه باید شما رو ببینه و قبول کنه که شما برای این کار صلاحیت دارید. زن میگه کسی که با مربی ورزشش رابطه داشته و باردار شده، می خواد صلاحیت منو ارزِیابی کنه؟ یه هواپیمای مسافربری تو ناکجاآباد سقوط کرده؛ عدهای از مسافرا مرده و بقیه زنده موندهان. توی زندهها یه زن باردار هست. یه زن دیگه از حال خودش و بچهاش میپرسه، بعد ازش میپرسه که شوهرش هم زنده مونده یا نه. زن باردار که سالم مونده با لبخند جواب می ده که ازدواج نکرده و در جواب تعجب نسبی اون زن و مکث اون، ادامه میده "How modern of me!" من چقدر مدرنم، نه؟ بعد از به دنیا اومدن بچه، مادرش به خاطر حوادثی میمیره، دوتا از شخصیتهای سریال که با هم ازدواج نمیکنن ولی تو یه خونه زندگی میکنن اونو میبرن پیش خودشون. توی بازماندهها، یه پسر و پدر سیاهپوست هستن. جایی که فیلم برمی گرده به عقب و سوابق این مرد رو نشون میده، داره با زن باردار توی یه فروشگاه زنجیرهای می گرده و با هم راجع به اسم بچه آینده صحبت میکنن. وقتی زن نظرشو میگه، مرد به زن (که مادر همین پسر هست) میگه "آهان پس برای همین نمیخوای با من ازدواج کنی که فامیل خودتو روی پسرت بذاری" الان باقی شخصیتهای سریال یادم نیست، اما تقریبا هیچکدوم بدون سابقه زنا نیستن. شخصیت اصلی فیلم از زنش جدا زندگی میکنه و یه مرد دیگه توی خونه این زن با دوتا بچهاش هست که هنوز با هم ازدواج نکردهان و زن 100% هم مطمئن نیست که اولی رو نمیخواد و دومی رو میخواد. چند نکته در حاشیه: به کلمه "زنا" عمدا تصریح کردم؛ چون چیزیه که واقعا با این فیلمها و سریالها ترویج میشه و همه، حتی بعضی از افراد مذهبی هم به راحتی میبینن و بعضا با خانواده هم میبینن، ولی گفتن و آوردن اسمش برای این افراد بیشتر قبح داره. یعنی وضعیت "اسمشو نیار خودشو بیار" شده. بسم الله )
11 سپتامبر برای خنده بد نیست 
شاید خیلی ها بخندند یا به نظرشان مسخره بیاید، اما به نظر من آمریکا فرعون این زمان است. البته فرعون نه معنای پادشاه مصر، فرعون به معنی آن فرمانده سرکشی که می پنداشت جهان در قبضه سلطه و اراده اوست و چیزی نیست که او را به زیر کشد. به این آیات از سوره نازعات توجه کنید:
اذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَىٰ ﴿١٧﴾ فَقُلْ هَل لَّکَ إِلَىٰ أَن تَزَکَّىٰ ﴿١٨﴾ وَأَهْدِیَکَ إِلَىٰ رَبِّکَ فَتَخْشَىٰ ﴿١٩﴾ فَأَرَاهُ الْآیَةَ الْکُبْرَىٰ ﴿٢٠﴾ فَکَذَّبَ وَعَصَىٰ ﴿٢١﴾ ثُمَّ أَدْبَرَ یَسْعَىٰ ﴿٢٢﴾ فَحَشَرَ فَنَادَىٰ ﴿٢٣﴾ فَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَىٰ ﴿٢۴﴾
خداوند به موسی فرمود به سوی فرعون سرکش برو و او را به پاکی و هدایت دعوت کن. پس موسی آن معجزه بزرگ را به او نشان داد ولی فرعون آن را دروغ انگاشت و عصیانگری کرد و به نشانه خدا پشت نمود و سعی در نافرمانی و مخالفت نشانه و فرمان خدا کرد و جمعیتی برانگیخت و بانگ زد و گفت که "من پروردگار برتر شما هستم".
(
همیشه با خواندن امثال این آیات و آیات مربوط به بت پرستی برایم سوال پیش می آمد که چطور انسانهایی چنین نادان یافت می شده اند که مثلا مجسمه ای از سنگ را آفریدگار یا پروردگار خود بدانند. علاوه بر این اگر انسانهایی چنین نادن بوده اند و در مقابل پیامبران زنده خود مخالفت کرده بوده اند، دانستن آن در این عصر و برای امثال ما که نه خود به چنین جهلی مبتلا هستیم و نه با چنین افرادی روبرو می شویم چه سودی دارد؟
اکنون این دو مساله برایم تقریبا حل شده است:
اول این که من دقیقا نمی دانم که در اعصار گذشته کفار چه شانی برای بت ها قایل بوده اند. طبق مطالعات ناچیز من آنها بت ها را آفریننده نمی دانسته اند و در عصر حضرت رسول صلی الله علیه و اله هم آنها را به نوعی شافعان درگاه "الله" می دانسته اند. پس معنی ستایش و عبادت ظاهرا دقیقا آنچه ما در برابر خداوند متعال انجام می دهیم یا لااقل مامور به انجام هستیم نبوده ولی به هر حال گمراهی آنان بوده و رجوع به درگاهی غیر آنکه خدا فرموده بوده است. به آیات زیر در سوره های لقمان و زخرف توجه کنید:
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّـهُ ۚ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ ۚ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿٢۵﴾
...اگر از کفار بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است، حتما خواهند گفت: خدا (الله) ...
وَمَا یَأْتِیهِم مِّن نَّبِیٍّ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ﴿٧﴾ فَأَهْلَکْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشًا وَمَضَىٰ مَثَلُ الْأَوَّلِینَ ﴿٨﴾ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ ﴿٩﴾ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلًا لَّعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٠﴾
و پیامبری به سوی آنان نیامد مگر آن که او را به ریشخند گرفتند... و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است، مسلما می گویند: خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است...
می بینیم که در این آیات خداوند می فرماید که کفار و کسانی که پیامبران را به استهزا می گرفته اند به خالق بودن خداوند اعتراف می کرده اند؛ پس این که رییس جمهور امریکا در آغاز ریاست جمهوری به خداوند قسم بخورد و یا در آغاز سال نو برای مردم دنیا دعا کند و از خدا برای رفع بحران اقتصادی کمک بخواهد و یا برای سربازان اعزامی به سایر نقاط جهان از خداوند سلامت و موفقیت طلب کند، لزوما دلیل اعتقاد او واقعی او به پروردگاری خداوند نیست. این که روی دلار نوشته شده "ما به خدا تکیه می کنیم" دلیل الهی بودن سیستم امریکا نیست.
اما در مورد آیه ای که در ابتدای این نوشتار نوشتم:
این آیه نیز برای من مورد سوال بود که چگونه مردمی یک عصر، یک انسان را که از نظر خلقت شبیه خودشان بوده به پروردگاری می پذیرفته اند؟
امروز جواب این سوال برای من چندان دور از ذهن نیست.
امروز از قوانین جهانی صحبت می شود. این قوانین نوشته کیست؟ عده ای انسان که ظاهرا خلاصه و نتیجه هم اندیشی عقلا را تجمیع کرده اند. اما آنها را چه کسی برای نوشتن قوانین برگزیده بوده است؟ جز قدرت خودشان
امروز نظم نوین جهانی قاعده ای پذیرفته شده است. اما این نظم را چه کسی بنا نهاده؟ جز قدرتمندان زمین و فاتحان جنگ جهانی
ژاپن کشور پیشرفته ای است؛ در طول جنگ سعی زیادی کرد تا از امریکا شکست نخورد. هواپیماهای زیادی ساخت تا بلکه با هرکدام از آنها به همراه یک خلبان، یک ناو و چند سرباز و افسر امریکایی را از بین ببرد. اما با انفجار بمب اتم امپراتور این کشور تسلیم شد و از ادعا و سرکشی در مقابل امریکا کوتاه آمد. امریکا دیگر مانع آن کشور برای پیشرفت نیست، اما تویوتا ماشین هایی می سازد که امریکایی دوست داشته باشند، چون در بازار امریکا پول زیادی معامله می شود. هوندا را در هیچ کجای دنیا بیش از امریکا نمی یابید. سونی بهترین تکنولوژی را برای ساخت فیلم های هالی وود عرضه می کند. آیا ما خبری از درگیری های ارتش ژاپن با نیروهای امریکایی مستقر در این کشور شنیده ایم؟ آیا از نظر قانون ژاپن کسی می تواند متعرض سرباز امریکایی که به دختر ژاپنی تجاوز می کند، بشود؟
اروپا قاره ای ظاهرا متمدن است. سابقه استعماری زیادی دارد. زبان مردم الجزایر فرانسوی است؛ چون مستعمره فرانسه بوده است. بسیاری دیگر از کشورهای افریقا و امریکایی لاتین میزبان نیروهای نظامی و غیر نظامی اروپایی هستند و حتی بخش ها و جزیره هایی از این کشورها در اختیار کشورهایی از اروپاست. بخشی از پرچم استرالیا در اشعال پرچم بریتانیاست...
آیا تا به حال به مواضع کشورهای اروپایی در مذاکرات بین المللی دقت کرده اید؟ میزان استقلال رای "مرکل"، "سارکوزی" و "برلوسکونی" و تبعیت آنها از رای امریکا چقدر است؟ آلمان پس از جنگ دو تکه شد. گوشت قربانی ای بود که بین شرق و غرب تقسیم شد و اکنون پس از فروپاشی شوروی ظاهرا شرقی و غربی ندارد. المان تکنولوژی پیشرفته ای دارد. BMW فقط یکی از اتوموبیل های محصول صنعت آلمان که احتمالا همه دوستش دارند. اما آیا المان می تواند جایی که امریکا می خواهد، نیرو نفرستد؟
راستی امروز اگر نه همه کاربران اینترنت، اکثر آنها یک آدرس Gmail دارند؛ اگر بخواهند از مطلب جدید اطلاع پیدا کنند، سراغ wikipedia می روند. از اغتشاشات بعد از انتخابات ایران تا آخرین گل لیگ های اروپا تا... هر فیلم و تصویری که بخواهند در youtube و Google پیدا می کنند. تصور این که هزینه این امکانات رایگان با تبلیغات جبران می شود، برای من ممکن نیست...
می بینید؟ محور جهان امریکاست. قدرت در امریکاست. پول در دست امریکاست. اطلاعات جهان در اختیار امریکاست. علم در امریکاست. آینده در امریکاست...
واقعا به این فکر کرده اید که چه خبری از تکنولوژی امریکا ممکن است ما را متعجب کند؟ احتمال می دهیم که اطلاعاتی در جهان باشد و در سازمان مرتبط آن در امریکا از آن بی خبر باشند؟
می بینید! امریکا امروز برای بسیاری از مردم زمین "انا ربکم الاعلی" سر داده است!
برای خود ما مگر چنین نیست؟
امروز ما برای نشان دادن پیشرفت خود ادعا می کنیم که خودرویی که تولید می کنیم استاندارد EuroIII دارد! برای پیش بینی وضع هوا از سایت Weather.com اطلاعات می گیریم. برای نشان دادن پیشرفت اقتصادی و مالی از "درآمد ناخالص داخلی" و "شاخص بورس" صحبت می کنیم. وقتی می خواهیم فیلم جالب بسازیم، یک فیلم امریکایی را ایرانی سازی می کنیم. برای دکور اخبار از BBC کپ می زنیم. اگر در شبکه های دنیا مجری زن بیاورند، ما هم زن می آوریم، اگر بی حجاب می آورند، ما هم با آرایش (بدون پیدا بودن یک تار مو) می اوریم. اگر مجری می ایستد در کنار تلویزیونی به بزرگی دیوار استودیو، ما هم به مجری زن و مرد می گوییم بایستد، حتی اگر واقعا نداند چگونه رفتار کند و در حالت ایستاده ناراحت و غیرعادی باشد. امروز آرزوی بیشتر دانشجویان ایرانی است که در امریکا ادامه تحصیل دهند و با شنیدن چنین خبری واقعا خوشحال می شوند. امروز جوانان ایران برای گذراندن اوقات خود از کنار پیاده رو یا از سایت های مختلف ایرانی DVD فیلم و سریال امریکایی می خرند و یا مستقیما دانلود می کنند.
اما چند هفته پیش، گردی از دهانه آتشفشان عیر فعالی در جزیره آیسلند برخاست و... چندین روز هیچ پروازی در اروپا از زمین برنخاست! میلیون ها یورو ضرر شرکت های هواپیمایی شد. بیمه ها دنبال مفری قانونی بودند که خسارت های سنگین پرداخت نکنند. مسافرانی که برنامه ریزی کرده بودند که در چند ساعت صدها کیلومتر طی کنند در سالن ها سرگردان و معطل مانده بودند.
مصاحبه همین مسافران را دیدید؟ می گفتند مسوولان به ما جواب دقیق نمی دهند. انگار باور نمی کردند که جایی هم باشد که دست بشر و علم پیشرفته او در ان بسته باشد. انتظار داشتند که مثلا مسوولان فرودگاه و پروازها به آنها بگویند سه روز آینده حتما پرواز می کنید.
البته این اتفاق در اروپا افتاد، اما بچه گانه است تصور این که امریکا از چنین بلایایی مصون است.
در کلاس زبان هفته گذشته در مورد خواب و روح و جن و مسایل ماوراء طبیعی صحبت شد. یکی از همکلاسی های من گفت که امروز علم چشم زخم و فال بد زدن و وجود جن و کف بینی و ... را ثابت کرده است و من هرچیزی را فقط وقتی باور می کنم که علم امروز به آن رسیده باشد.
واقعا هریک از ما چقدر اینطور است
صفحه دوم قرآن را خوانده ایم:
سورة البقرة
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ
الم ﴿١﴾ ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ﴿٢﴾ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴿٣﴾
... این کتاب برای پرهیزکاران مایه هدایت است... کسانی که ایمان به غیب دارند...
واقعا اگر باورمان چنین باشد که علم امروز به همه چیز رسیده، هرچیزی با علم امروز قابل دستیابی است، غیب در کجای زندگی ما جای دارد؟ باید به آن ایمان داشته باشیم. ایمان!
خداوند در ادامه آیاتی که در ابتدای این نوشتار ذکر کردم می فرماید:
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا ﴿٢٧﴾ رَفَعَ سَمْکَهَا فَسَوَّاهَا ﴿٢٨﴾ وَأَغْطَشَ لَیْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ﴿٢٩﴾ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِکَ دَحَاهَا ﴿٣٠﴾ أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا ﴿٣١﴾ وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا ﴿٣٢﴾
... آیا خلقت آنها دشوارتر است یا آسمانی که [خداوند آن را] بنا کرد و ... شبش را تاریک و روزش را جلوه گر نمود ... و آب و علف از زمین رویانید...
همچنین در سوره ملک می فرماید:
قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاءٍ مَّعِینٍ ﴿٣٠﴾
لطفا بفرمایید بدانیم که اگر آبهای زمین همه فرو روند، کیست که آبی گوارا به ما دهد؟
حواسمان را جمع کنیم که علم و امریکا و تجدد و مدرن بودن جای خدا را در ذهن ما تنگ نکند...
نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢ساعت
۱۱:٠٧ ق.ظ توسط هادی ناجی نظرات () |
نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱٩ساعت
۱۱:۳٠ ق.ظ توسط خلیل نظرات () |
مطلب قبلی خیلی طولانی شد. اون هم به خاطر کمسوادی من بود. چون بلد نیستم سر و ته مطلب رو تنظیم کنم و نمیدونم چه جوری میشه از یک جایی قطع کرد که رشته مطلب از دست نره. به هر حال از اونها که خوندن و نظر دادن ممنونم و از اونهایی که حوصلهشون نکشید تا آخر ادامه بدن عذر می خوام.
اصل موضوع قبلی رو یکی از دوستان عزیزم گفته بود که فعلا متاسفانه آدرس وبلاگش یادم نیست. به زودی ان شا الله آدرسش رو میذارم.
برای اسم این مطلب اصرار و تعمدی در انتخاب این اسم نداشتم، اما ترکیبی که بتونه بهتر منظور منو برسونه پیدا نکردم. اگه کسی مثل رضا امیرخانی بود -که به جای فرار مغزها، نشت نشاء رو انتخاب کرد- بود حتما یه ترکیب بهتر انتخاب میکرد. اما چیزی که من در این شرایط میبینم، دقیقا همین حمله و هجمه با ابزار و روشهای فرهنگی هست و این نام کاملا بیانش میکنه.
شاید بعضی از فیلمها رو دقیق ننوشته باشم چون ممکنه خیلی وقت پیش دیده باشم؛ Pulp Fiction رو هم که اصلا ندیدهام و با نقل قوله؛ اما تاثیری توی اصل مطلب نداره، چون کلیت ماجرا رو یادم هست و اون نکته منفی توی همهش هست.
فیلم "راه رفتن در ابرها" که به نظر من هیچ هدفی جز عادی کردن این موضوع کثیف نداره. توی این فیلم پدر دختر که یک آدم متعصب هست، یک شخصیت خشک و عصبی و بیمنطق نشون داده میشه که دختر واقعا ازش میترسه. در مقابلش مادر و مادربزرگ و از همه مهمتر آنتونی کویین، پدربزرگ فهمیده و بافرهنگ خانواده هستند که تعصبهای احمقانه پدر رو تلطیف و اصلاح می کنن. شغل خانواده هم شراب ساختن از باغهای انگور خودشون هست و بعضی مشکلات، با مراسم رقاصی در لگدکردن انگور حل میشه. خلاصه اینکه بنوش و بخون و برقص و ... گیر نده!
نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱٦ساعت
۱٢:٥۸ ق.ظ توسط خلیل نظرات () |
نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱۱ساعت
٤:۳٠ ق.ظ توسط خلیل نظرات () |
